نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392
ساعت : 13:6
نویسنده : vahid
|
|

سهراب گفتی: چشمها را بايد شست...
شستم ولی...
گفتی: جور ديگر بايد ديد...
ديدم ولی...
گفتی: زير باران بايد رفت...
رفتم ولی...
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را... نه نگاه ديگرم را .. . هيچ كدام را نديد!!!
فقط در زير باران با طعنه ای خنديد و گفت: "ديوانه باران نديده است!!
:: برچسبها:
سهراب,
چشمها را بايد شست,
ديوانه,
نوشته شده در پنج شنبه 18 مهر 1392
ساعت : 13:59
نویسنده : vahid
|
|

آهای سهراب !!
قایق دیگر جوابگو نیست …
کشتی باید ساخت
اینجا مثل من تنها زیاد است !!
:: برچسبها:
تنها,
سهراب,
قایق,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 18 صفحه بعد