|
|
نوشته شده در جمعه 24 مرداد 1393
ساعت : 17:10
نویسنده : vahid
|
|

گاهی وقتا به یه چیزایی که آرزو شو داری میرسی...
بعد
تازه میفهمی
که چقدر آرزوش
از داشتنش قشنگتر بوده !!
:: برچسبها:
گاهی وقتا,
آرزو,
قشنگ,
,
نوشته شده در جمعه 24 مرداد 1393
ساعت : 17:6
نویسنده : vahid
|
|
نوشته شده در جمعه 24 مرداد 1393
ساعت : 16:54
نویسنده : vahid
|
|

خداوندا: جای سوره ای بنام «عشق» در قرآن تو خالیست.... که اینگونه آغاز شود: «و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت!!»
:: برچسبها:
خداوندا,
عشق,
قسم,
و,
مرهمی,
سوره ای,
قرآن,
,
نوشته شده در پنج شنبه 12 تير 1393
ساعت : 8:0
نویسنده : vahid
|
|
تنهـایی یعـنی هیچ وقــت کسی نباشه اشکات رو پاک کنه...
تنهـایی یعـنی تو جاده بدون مقصـد...
تنهـایی یعـنی ندیدن روزهای خوب...
تنهـایی یعـنی نداشـتن سنــگ صـبور...
ادامه در ادامه مطلب
...
:: برچسبها:
تنــهایی,
یعنی,
,
نوشته شده در چهار شنبه 4 تير 1393
ساعت : 16:47
نویسنده : vahid
|
|
نوشته شده در جمعه 23 خرداد 1393
ساعت : 10:13
نویسنده : vahid
|
|
نوشته شده در دو شنبه 15 ارديبهشت 1393
ساعت : 17:56
نویسنده : vahid
|
|

صـــدایــتــــــــــــ نــیــســتــــــــــــ !! تـــصـــویـــرتــــــــــ ـــ هــــم هــمــیــنــطـــــور !! امــــا مـــهــــرتــــــــــــــ ـ آنـــتـــــن مــیــدهـــد .. " قـــــــد آســــمــــــــان "
:: برچسبها:
مهر,
تصویر,
تو,
صایت,
آنتن,
نوشته شده در چهار شنبه 20 فروردين 1393
ساعت : 18:6
نویسنده : vahid
|
|
وقت طلاست و زمان، گرانبهاترین گوهر عمر است؛ گرچه نیازهای آدمی بیشمار است
و بسیاری از فرصت ها در گذر زمان از دست می روند اما جسم و روح ما نیازهایی دارد
که با برآوردن آنها آرامش هر چه بیشتر را در زندگی به ارمغان می آورد.
فرصت ها را دریابیم و دریغ نکنیم از زمانهایی که چه زود می گذرند ...
فرصتی برای دعا

نیایش با خدا کمک می کند تا غبار غم از دلت زدوده شود
...
:: موضوعات مرتبط:
جملاتی خاص برای آدمهای خاص تر،
،
:: برچسبها:
فرصـت,
زنـدگی,
دریابـیم ,
نوشته شده در جمعه 23 اسفند 1392
ساعت : 1:25
نویسنده : vahid
|
|

سر به هوا نیستــــم
امــــا
همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم
حال عجیبـــی ست
دیدن ِ همان آســــمان که
شاید "تو" ...
دقایقی پیش
به آن نگاه کـــرده ای...
:: برچسبها:
سر,
هوا,
چشــــم,
آسمان,
شاید,
تو,
نوشته شده در جمعه 23 اسفند 1392
ساعت : 1:6
نویسنده : vahid
|
|

شاید برایت عجیبست این همه آرامــــشم !
خودمانی بگویم ؛
به آخــــــــــــــر که برسی دیگر فقط نــگاه میکنی.
:: برچسبها:
آخر,
برسی,
,
نــگاه,
آرامش,
عجیب,
نوشته شده در پنج شنبه 24 بهمن 1392
ساعت : 16:22
نویسنده : vahid
|
|
نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392
ساعت : 13:48
نویسنده : vahid
|
|

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت:
ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که
من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه
هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید... چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت
نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم
روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم
ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت
موفقیت آمیز باشه. (عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا
کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم
:: موضوعات مرتبط:
داستان عاشقانه،
،
:: برچسبها:
روایتی عاشــــقانه,
قلب,
نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392
ساعت : 13:14
نویسنده : vahid
|
|

بعضـــــی وقتــا
دنبال ِ یه دکــمه ی shift میگـــــردم
واسه دیدن اون روی آدمــا .... !!!
:: برچسبها:
اون روی آدمــا ,
shift,
نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392
ساعت : 13:6
نویسنده : vahid
|
|

سهراب گفتی: چشمها را بايد شست...
شستم ولی...
گفتی: جور ديگر بايد ديد...
ديدم ولی...
گفتی: زير باران بايد رفت...
رفتم ولی...
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را... نه نگاه ديگرم را .. . هيچ كدام را نديد!!!
فقط در زير باران با طعنه ای خنديد و گفت: "ديوانه باران نديده است!!
:: برچسبها:
سهراب,
چشمها را بايد شست,
ديوانه,
نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392
ساعت : 12:55
نویسنده : vahid
|
|
|
|
|